پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
109
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
اظهار و اعلام ذكر خدا به منظور استوار كردن آسمانها و زمين و كوهها با آن است . همهء اين مخلوقات براى خدمت به انسان آفريده شده است : براى اوست كه آسمان باران به زمين مىفرستد ؛ براى اوست كه زمين از باران زندگى از سر مىگيرد و ثمر مىدهد ؛ براى اوست ، همچنين ، كه كوهها زمين را استوار نگاه مىدارند . و امّا همچنانكه ، در برابر اعلام شرك و دروغهاى يهوديان و مسيحيان تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا ( نزديك بود كه آسمانها چاك چاك شود و زمين بشكافد و كوهها درهم فروريزد و خردشود ، مريم ، 90 ) ، همچنان نيز مؤمنان دعوت شدهاند كه ذكر خداشان را به زبان اظهار كنند ، به نيّت عناصرى كه نه از روى آگاهى بلكه از روى « جبر » ، خداى را تسبيح مىگويند . تنها انسان است كه از حمد خود آگاهى دارد ؛ از اين رو به عنوان « امام » در قلب طبيعت جاى دارد ؛ زيرا ، به موجب نتيجهاى كه ترمذى از سخن خود مىگيرد ، همهء مخلوقات تابع آدمياناند و آدميان تابع خدا . بايد گفت كه ترمذى فرشتگان را نيز كه خدا را از روى جبر مىپرستند و در خدمت آدمىاند « 24 » ، در شمار مخلوقات مىآورد . ذكر معنى « خوف » هم به خود مىگيرد ، از اين جهت كه گاه علّت با معلولهاى خود مشخّص مىشود . در حقيقت « خوف » از ذكر پديد مىآيد ، زيرا مؤمن از كبريايى و عظمت خوف انگيز او ياد مىكند . هنگامى كه مىگويند ذكر به معنى حفظ ( حافظه ) است مىخواهند بدينگونه ثبات ذكر را وصف كنند . ترمذى مىگويد : حفظ نشانهء يارى خاصّ خدا به مسلمانان است كه به آنها توان از بر كردن همهء قرآن را مىدهد ، در حالى كه پيروان مذاهب ديگر نمىتوانند كتابهاى مقدّس خود را جز با مراجعه به متون نوشتهء آنها بخوانند . حافظه مخزن يا « مستودع » است كه در آن علم ذخيرهشدهاست و از آن به منصّهء ظهور مىآيد : هنگامى كه به آن نيازى هست ، تصوير حروف منطبع در حافظه در سينه در برابر نگاه دل حضور مىيابد و حروف مانند چشمهاى يكى پس از ديگرى ، به ترتيب توالى خود ، روان مىشوند و تشكيل كلماتى مىدهند . ذكر در بعضى آيات به معنى « وعظ » و « خبر » و گاه « قرآن » نيز هست ، از اين بابت كه قرآن
--> ( 24 ) . اين انديشهاى است كه ترمذى بارها بدان باز مىگردد ( نگاه كنيد مخصوصا به : كتاب علم الاولياء ، نسخهء خطى بورسه 806 ، برگ 64 الف - ب ؛ الصلاة و مقاصده ، چاپ قاهره ، 1965 ، ص 96 - 94 ) . مىدانيم كه متكلّمان در اين معنى كه از انسان و فرشته كدام يك برترند اختلاف دارند . كلابادى خبر مىدهد كه صوفيان از حلّ قطعى اين مسئله خوددارى مىكنند ( تعرّف ، ص 68 ) ، ولى عقيدهء ترمذى ترديد آميز نيست ؛ براى او فرشتگان در زمرهء عناصرى جاى مىگيرند كه به حكم طبيعتشان تابع جبر اعمالشاناند ؛ فرشتگان خدا را از روى جبر مىپرستند و حال آنكه انسان آزادانه خدا را عبادت مىكند . ترمذى مىنويسد به همين سبب است كه كارهاى فرشتگان و عناصر طبيعت « افعال » ناميده مىشود ، و حال آنكه كارهاى انسان « اعمال » خوانده مىشود كه جمع « عمل » است .